محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
255
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
التجا آفتابى نشده بودند ، با عريضه خيّر پاشا آمده ، التجا كردند و دست بوسيده ، التجا و امان يافتند . روز دوشنبه دهم حضرت خداوندگار به عزم شكار سوار شدند . زينل پاشا و فرهاد بيگلربيگى و آقاى ينگىچريان ملتزم ركاب شدند . روز چهارشنبه نوزدهم بعضى ينگىچريان غايب شده بودند ؛ احكام به طرابلس و حما و بيروت فرستاده شد كه آنها را پيدا كرده ، تحت الحفظ به اردو بفرستند . روز چهار شنبه بيست و ششم ، جانبردى بيگ كه در قرب شام با حنش اوغلى و خرگوش اوغلى جنگيده ، هر دو را كشته بود ، امروز سرهاى مقطوع آنها را وزيرش به پايهء سرير اعلى آورد . از پنجشنبه بيست و هفتم تا روز يكشنبه سلخ وقوعات قابل ثبت به وقوع نرسيد . وقايع ماه ربيع الثانى سنهء 924 روز دوشنبه غرّه ، از ماه گذشته كه حضرت خداوندگار ، در شكار بودند ، تاكنون نيامدند و در اين هنگام به انطاكيه تشريف برده قبر يوسف ملّقب به حبيب نجّار كه نامزد حضرت مريم ، مادر حضرت روح الله بوده است ، زيارت كردند . روز جمعه پنجم خبر رسيد كه امير الامراى روم ايلى از اسكى شهر كوچيده ، به طرف اسلامبول رفته است . روز چهارشنبه دهم ، حضرت خداوندگار كه قرب يك ماه در شكار بودند ، عودت به اردوى همايون فرمودند . روز جمعه دوازدهم از براى تدارك تير و كمان به قاضىهاى بلاد آناطولى احكام فرستاده شد . روز شنبه سيزدهم ، سرهاى بريدهء حنش اوغلى على و خرگوش اوغلى عمر را به نظر همايون رسانيدند . با خلعتهاى فاخر ، تحسين نامه به جانبردى غزالى بيگ و محمد بيگ فرستاده شد . استمالتنامهها خطاب به محمد پاشاى بيگلربيگى دياربكر و شرف الدين بيگ تبليسى و داود بيگ حيزانى و ملك بيگ فرستاده ، تفحص احوال التماس گرديد . على چلبى كه مأمور به تحرير نفوس و مميزى دايرهء حكومت قره حصار بود ، به منصب استيفاى قلمرو حكومت حضرت وليعهد سرافراز شد و حكم همايونى به شاهزادهء آزاده فرستاده شد كه غفلت از تفتيش و تفحص احوال حدود فرنگ ننمايند و احكام مؤكّد به محمد حاكم اولونيه و ساير امراء و قضات بلاد واقع در آن حوالى ارسال داشتند كه صاحبان بغى و فساد كه در حوالى ايلبصان و اوخرى ظاهر شدهاند ، جبرا و قهرا دعوت به عودت دائره مطاوعت نمايند . روز دوشنبه پانزدهم ديوان شد . در باب حفظ و حراست ولايت حلب اهتمام گرديده ، شش كرور آقجه - يعنى چهار صد و نود و هشت هزار تومان - از براى تيمار داران - يعنى سپاهيان - از قراى حلب معين گرديد كه به جوانان دلير قسمت كرده ، از براى حفظ اين ولايت استخدام نمايند . روز شنبه بيستم حكم شد كه مولانا عيسى قاضى بولى را صلب نمايند ؛ و سبب مغضوبى اين شخص [ اين بود كه ] مردم را دعوت به تبعيت شاه اسماعيل [ كرده ] بود . از براى اجراى اين كار ، از قاپوچيان حسين و اسكندر نامان مأمور شده ، رفتند . قاضى مشار اليه